الشيخ حسين المظاهري
86
اخلاق در خانه (فارسى)
غذا بخوريد . آنجا خوردن غذا كراهت دارد ، خوردن چاى كراهت دارد . چند روز قبل جوانى آمده بود پيش من . مىگفت بابام مرد و هفتاد هزار تومان قرض پيدا كردم خيلى هم كم خرج كردم تا به اينجا رسيدهاست . باباش مىميرد اول مصيبت او اين است كه بايد ناهار و شام بدهد تا هفته تمام شود . خودش هم نادان است . مىگويند هفته نمىخواهد بدهى مىگويد چغندر كه زير خاك نكردند . چغندر زير خاك نكردند يعنى چه ؟ اين مرد بىچاره در قبر از قرض تو مىنالد . نفرين مىكند به تو كه اين خرافهبازيها را درآوردى و نفرين مىكند به آن افرادى كه مىآينداين ناهار و شام را مىخورند . و ناراحت مىشود از اينكه دخترش ، پسرش ، همسرش ناراحتند . اگر راستى مىخواهى وليمه بدهى وليمه اين است كه به فكر فقرا ، به فكر آبرومندها باشى . مىگويند يك زنى مرتب هفته به هفته يك ظرف حلوا مىپخت مىداد به پسرش و مىگفت ببر روى قبرستان تا مردم يكى يك انگشت بردارند . مدتها اين كار را مىكرد . يك روز اين پسر گرسنه بود دلش حلوا مىخواست . مادرش اين حلوا را داد و گفت بب قبرستان ولى به جاى اينكه قبرستان ببرد رفت يكجاى تنها و همهى حلواها را خورد . شب شوهرش را خواب ديد كه خيلى خوشحال است گفت اين يكسال حلوائى كه تو دادى هيچ از آن به من